تهاجم خاموش
درباره وبلاگ


سرباز گمنام

مدیر وبلاگ : سرباز گمنام
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نویسندگان

حدود پوشش برای زنان در احكام اسلامی ولایت دارد بر اینكه: پوشاندن غیر وجه و كفین بر زن واجب است و پوشش بدین نحو جزء ضروریات و مسلمات است و از نظر قران، حدیث و فتاوی هیچ اختلاف و تشكیكی در این باره وجود ندارد. در قران و روایات ائمه هدی علیه السلام كلماتی دربارة مسئله پوشش بیان شده كه شناخت دقیق آن در تبیین موضوع كمك شایانی می كند از این رو به بررسی این واژه ها می پردازیم:

تبرج : در لغت به معانی بروز و ظهور می باشد و معنای اصطلاحی تبرج، آشكار كردن و جلوه گری زینتهای زن می باشد. در جای دیگر تبرج را خودنمائی در مقابل مردان معنا كرده و نوشته «تبرجت: اظهرت زینتها للرجال» بدحجابی یكی از مصادیق تبرج است.
حجب (حجاب): یكی از معانی حجاب پرده و پوشش و حائل است. كلمه «حجاب» هم به معنای پوشیدن است هم به معنی پرده و پوشش و بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این كلمه از آن جهت معنی پوشش می دهد كه پرده وسیله پوشش است. شهید مطهری در این باره می فرماید: «همین امر موجب شده كه عده زیادی گمان كنند اسلام خواسته زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود در حالی كه وظیفه پوششی كه اسلام برای زنان مقرر كرده است بدین معنی نیست.»

جلباب: در قران كریم جلباب یكی از پوششهای لازم برای زنان مومنین معرفی شده است.
یا ایهاالنبی قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیهن ذلك ادنی ان یعرفن فلایؤذین و كان الله غفورا رحیما

ای پیغمبر به زنان و دختران خود و زنان مومنین بگو كه خویش را به چادر فرو پوشند كه این كار برای اینكه انها به عفت و حرمت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت هوسرانان ازار نكشند بسیار بهتر است و خدا در حق خلق بسیار آمرزنده است.

خمار: یكی دیگر از پوششهایی كه درقرآن كریم برای زن معرفی شده است خمار می باشد.

قل للمومنات ... و لیضربن بخمر هن علی جیوبهن ...
به زنان با ایمان بگو سرو سینه و دوش خود را با مقنعه بپوشانند.

در كتب لغت درباره این لغت چنین آمده است كه خمر و خمار به معنی ستر و پوشش است؛ شراب را خمر میگویند زیرا حواس ظاهری و باطنی را می پوشاند؛ به روسری زن نیز خمار می گویند زیرا به وسیله ان سرش را می پوشاند.

زینت: مفهوم زینت در عربی از زیور در فارسی گسترده تر می باشد زیرا زینت هم به زیورهایی گفته می شود كه از بدن جدا می شوند مثل جواهرت و هم به آرایشهایی گفته می شود كه به بدن متصل است نظیر سرمه و ...
عفت: عفت یك بینش، منش و یك صفت و خوی عالی است. العفة حصول حالة للنفس تمتنع بها عن غلبة الشهوة»
گفتار دوم
تاریخچه پوشش در ایران

بدون تردید جهان بینى و انسان شناسى هر فرهنگ و مكتب، نقش اساسى و مهمّى در انتخاب نوع و كیفیت پوشش دارد.

تاریخچه پوشش در ایران نیز پیوندی عمیق با حجاب، به معنای پوشش كامل و زیبایی شناسی و زیبایی دوستی دارد.

سرزمین ایران سرآمد زیبایی ها و ظرافتهاست، مردم ما حامل فرهنگی عمیق و ریشه دار، با آمیزه ای از دین و تاریخ هستند. تاریخی كه در اقصا نقاط عالم ریشه دوانده است.
هر اندازه فرهنگ و هنر یك سرزمین با بنیانهای اعتقادی و فكری و دیرپای ملتی مرتبط باشد، برعمق عظمت حس زیبایی شناختی مردم آن سرزمین تاثیر می گذارد.

تجلیّات پوشش در میان زنان ایران چنان چشم‏گیر است كه برخى از اندیشمندان و تمدن‏نگاران، ایران را منبع اصلى ترویج حجاب در جهان معرفى كرده‏اند.
یافته های پژوهشی نشان می دهد كه زنان ایران زمین از زمان مادها (كه نخستین ساكنان آریایی ایران زمین بوده اند) حجاب كاملی شامل پیراهن بلندچین دار و شلوار تا مچ پا و چادر و شنلی بلند روی لباس ها، داشته اند. این حجاب در دوران سلسله های مختلف پارس ها نیز معمول بوده است. در زمان زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانی از حجابی كامل برخوردار بوده اند.

برابر متون تاریخی، در همه آن زمان ها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است و زنان با آزادی در محیط بیرون خانه رفت و آمد می كردند و هم پای مردان به كار می پرداختند. و این امور با حجاب كامل و پرهیز شدید از اختلاط های فساد برانگیز همراه بوده است.

جایگاه فرهنگی پوشش در میان زنان نجیب ایران زمین به گونه ای بوده است كه در دوران سلطه كامل شاهان، هنگامی كه خشایارشاه به ملكه «وشی» دستور داد كه بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران زیبایی او را بنگرند، وی امتناع كرد و برای این سرپیچی، به حكم دادوران، عنوان «ملكه ایران» را از دست داد.

                                          

     

دوره مادها

مادها اولین حكومت فراگیر در فلات ایران بودند آنان از هر طبقه و قومی كه بودند برای جلوه گری هر چه بیشتر خود به هر چیزی كه گمان می بردند خودآرایی است مانند یك نیاز حتمی و حیاتی دست می یافتند و در هر زمان وسایل موجود را از طلا، نقره، مفرغ، آهن تا گچ و سنگ و صدف می ساختند.

«اصلى كه باید در نظر داشت، این است كه طبق نقوش برجسته و مجسمه‏هاى ما قبل میلاد، پوشاك زنان آن دوره از لحاظ شكل، با كمى تفاوت، با پوشاك مردان یكسان است.»
و «مرد و زن به واسطه اختلافى كه میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده مى‏شوند.»


دوره پارسى‏ها (هخامنشیان)

پارسى‏ها به وسیله كوروش، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشى را تأسیس كردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاك خاص زنان این دوره آمده است: «از روى برخى نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومى برمى‏خوریم كه پوششى جالب دارند. پیراهن آنان پوششى ساده و بلند یا داراى راسته چین و آستین كوتاه است.

به زنان دیگر آن دوره نیز برمى‏خوریم كه از پهلو به اسب سوارند. اینان چادرى مستطیل شكل، بر روى همه لباس خود افكنده و در زیر آن، یك پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگرى تا به مچ پا نمایان است. »

تصویر به جا مانده بر روی تخته سنگهای دوره هخامنشی نشان می دهد كه شباهتی بین لباس زنان و مردان پارسی وجود داشته است. زنان پارسی به جز لباس شبیه آنچه ملكه می پوشیده، لباس دیگری نیز داشته اند، پیراهن آنان پوششی ساده، بلند یا دارای راسته چین و آستین كوتاه بوده كه دامن از زانو به پایین شرابه هایی از مچ پا آویزان داشته، علاوه بر اینها زنان پارسی از چادر نیز استفاده می كردند، و آنرا بر روی تن خود می انداختند به طوری كه تمام لباسهای زیر را می پوشانید. نقوشی كه روی فرش پازیریك كه در سیبری پیدا شده و آنرا مربوط به ایران در دوران هخامنشی می دانند، این مطلب را تصدیق می كند زیرا زنانی كه بر روی این فرش نقش كرده اند پوششی سر اندر پا چیزی شبیه چادر روی همه پوشاك خود داشته اند.

دوره اشكانیان

در این دوره نیز همانند گذشته، پوشش زنان ایرانى كامل بوده است. در این باره چنین مى‏خوانیم: « لباس زنان اشكانی پیراهنی بلند روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است و پیراهن دیگری روی آن را می پوشانیده است. قد پیراهن دوم نسبت به اولی كوتاه و ضمناً یقه باز بوده است و روی این دو پیراهن چادر به سر می كردند. »
پیراهن ها از پارچه های منقش (مخصوصاً قلابدوزی شده) تهیه می شده است. آنان كفش ساده دوران اشكانی را به پا می كردند و كمربندشان منحصر به نواری بوده كه برای جمع كردن گشادی پیراهن در زیر سینه می بستند.

نقش برجسته پالیر در موزه لوور زنی از دوره اشكانی را نشان می دهد. این زن چادر به سر دارد و زیر آن عمامه اش به خوبی نمایان است. بر بالای پیشانی (پایین عمامه) فلزی پهن منقوش و برجسته چون نواری موهای جلوی سر را پوشانده و با وضع مطلوبی به عقب سر برده است.

در جاى دیگر آمده است: «چادر زنان اشكانى به رنگ‏هاى شاد و ارغوانى و یا سفید بوده است. گوشه چادر در زیر یك تخته فلزى بیضى منقوش یا دكمه كه به وسیله زنجیرى به گردن افكنده شده، بند است. این چادر به نحوى روى سر مى‏افتاده كه عمامه (نوعى كلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها مى‏پوشانیده است.

دوره ساسانیان

در این دوره اردشیر دین زرتشت را دین رسمى كشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشكده‏هاى ویران را بازسازى نمود. زنان در این دوره همچنان داراى حجاب كامل بودند. در مورد پوشاك زنان این دوره چنین آمده است: «چادر كه از دوره‏هاى پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صور مختلف مورد استعمال داشته است.»

از آن‏جا كه زرتشت در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در ایران كمبودى نمى‏دیده است، با تأیید حدود و كیفیت حجاب رایج آن دوران، كوشید تا با پندهاى، خود ریشه‏هاى درونى حجاب را تعمیق و مستحكم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استوارى حجاب معمول قرار دهد.

بررسی نقوش سنگی و طرح‌هایی از چندین بشقاب باستانی نشان می‌دهد كه بانون ساسانی پیراهنی بلند با آستین یا بدون آستین، پرچین و گشاد می پوشیده اند و آن را با نواری در زیر سینه مانند زنان اشكانی جمع می كردند، از طرز قلم زنی و چین سازی پیراهن و دامن پیداست كه در انتهای دامن بر پشت پا، پارچه ای اضافه و پرچین به آن دوخته اند یقه پیراهن آنان اغلب گرد ولی یقه جلو باز تا پایین تر از سینه نیز دیده می شود زنان ساسانی گاهی چادر گشاد و پرچین سر می كردند كه تا ساق پا می رسیده است.

دوره صفویان

به دلیل توجه صفویان به آداب و رسوم و مذهب خاص ایرانی و مذهب اثنی عشری، رشته های گوناگون صنعت و هنر، پیشرفت شایانی داشته است، كه در این میان پوشاك بانوان، با توجه به بافت خاص اجتماعی – مذهبی آن روزگار شكل خاصی به خود گرفت.

پیراهنها، اغلب رنگارنگ و گلدار و زربفت ابریشمی بود و روی آن قبای جلوباز بلندی تا مچ پا به پا می كردند و كمربندی به كمر می بستند بصورتیكه محكم روی كمر قرار نگیرد، كلاه كوچك، چارقد، شلوار پنبه دوزی شده، جوراب ساقه كوتاه پارچه ای از جمله پوشاكی بودند كه در فصل زمستان مورد استفاده زنان قرار می گرفتند.

زنان هنگام بیرون رفتن از خانه چادر بزرگ سفید یا بنفش رنگی، به سر می كردند كه تمامی بدن آنان را می پوشاند و فقط جلوی صورت باز می ماند كه بوسیله آن می توانستند پیش روی خود را ببینند.

دوره زندیه
در دوره نادرشاه افشار و خاندان او از تجملات لباس ها كاسته شد و جامه ها فرمی ساده تر به خود گرفتند.
از خصوصیات جامه های این دوره كوتاه شدن دامن پیراهن ها (بلوز) و قبا بود و فرم شلوار(تنگ یا گشاد) و جنس وتزیینات آن اهمیت بیشتری پیدا كرد.

در دروه زندیه عموما زنان پیراهن تنگی در بر می كردند كه پارچه آن اغلب از نخ و ابریشم بود. یقه گرد (بدون یقه) كه در وسط آن چاكی بوسیله روبان یا دكمه در زیر گلو بسته میشد. در مواقع احتیاج روی پیراهن، اغلب ارخالق( كت بلندی است كه تا نصف بدن را می پوشاند)آستین سنبوسه یا كلیجه( كت بلندی كه تا روی ران می رسید روی ارخالق می پوشیدند) آستین كوتاه می پوشیدند.

زنان این دروه مانند مردان، شلوار گشاد و بلندی كه از پارچه های راه راه كه بطور مورب دوخته می شد به پا می كردند و روی آن دامن گشاد و نسبتا بلندی می پوشیدند كه تا وسط ساق پا می رسید.

زنان در این دوره روی سرخود توری یا پارچه زیبایی را بطور آزاد انداخته و با زیور وزینت، موهای خود را می آراستند. كفش آنها نعلین یا ساغری نوك برگشته بود كه فقط اندكی از سر انگشتان پا در داخل آن قرار می گرفت. زنان هنگام خروج از منزل چادر سیاه یا بنفش یا نیلی تند به سر می كردند و روی خود را با روبنده، كاملا می پوشاندند.

دوره قاجاریه

پوشاك زنان در دروه قاجاریه شبیه لباسهای زندیه بوده و خیلی كم تغییر كرده است. پیراهن های چاك دار آستین بلند دوره قبل با دامنهای گشاد و پرچین بلند كه لبه دامن را بوسیله یراق و گلابتون و.. . حاشیه داده تزیین می كردند، كمربندی طلا و نقره یا جواهر نشان به كمر می بستند. در این دوره مانند دوره زندیه تور و كلاهك زینت سر بوده و چادر نماز و چارقد هنوز معمول نشده بود.

مسافرت ناصرالدین شاه قاجار به فرهنگ و روسیه و دیدن لباسهای بالرینهای پترزبورگ كه شلوار بافته چسبان و نازكی به پا می كردند و زیر جامه بسیار كوتاهی به اندازه یك وجب روی آن می پوشیدند، شاه را برآن داشته كه زنهای حرمسرای خود را كه لباسشان شامل: پیراهن، ارخالق، كلیجه، شلیته، شلوار، جوراب، چارقد و كلاغی بود، به این لباس درآورد.

ساختار طبیعی فلات ایران در طول اعصار تاریخی این مرز و بوم و مركزیتی كه به دلیل داشتن پل ارتباطی بین شرق و غرب عالم داشت باعث شد كه این سرزمین سالیان سال در معرض یورش و تهاجمات اقوام و ملل گوناگون قرار گیرد. بدیهی است كه این یورشها توسط اقوامی كه دارای فرهنگ و اعتقادات ویژه خود بودند صورت می‌گرفت و شدیدترین فشارها را بر فرهنگ بومی و سنتی جامعه به وجود می‌آورد.

بدین گونه قوم ایرانی كه از اعصار باستان اعتقاد به پوشیدگی و مستوری زن داشت و حتی خدایان و الهه‌های خود را در اوج پاكی و قداست می‌پرستید و با قبول دین اسلام و تأكید و تأیید این دین بیش از پیش بر پوشیدگی زنان دقت می‌كرد، تحت فشارهای گوناگون قرار گرفت: « هجوم مغول بعینه نمونه‌ای از این فشارها مبنی بر حضور زن بدون پوشش در مجامع عمومی بود كه پس از قدرت گرفتن حكومتهای شیعی مذهبی چون سربداران و صفویان منتفی شد و زن ایرانی با پوشش همچنان به حضور خود در اجتماع می‌پرداخت. »

بنابراین دوران قاجاریه به عنوان نخستین دوران رویارویی نزدیك با غرب حائز اهمیت است. ایرانیان نخستین تجربیات تلخ شكست از غرب را در جنگهای ایران و روسیه آزمودند و به ناچار به تفوق نظام جنگی و علمی آنان آگاه شدند. بروز جنگهای ایران و روس، روابط ایران را كه سالیان سال به دلیل جنگهای داخلی از اوضاع جهانی بی خبر بود گسترش داد و رفت و آمد خارجیان فزونی گرفت. از سویی دیگر اعزام محصلین ایرانی به خارج از كشور به منظور كسب علوم و فنون جدید، ایرانیان را با سبك زندگی غربی آشنا كرد. همین رفت و آمدها به دربار و ارتباط خارجیان با ایرانیان در نوع پوشش مردان تأثیر گذاشت و كم كم استفاده از پیراهن و كفش چرمی معمول گشت.

تغییر لباس زنان اندرون نیز كه پس از سفرهای ناصرالدین شاه به اروپا آغاز شده بود، به تدریج از حرمسرای شاهی به خانه اعیان و سایر اقشار جامعه سرایت نمود. اما پوشش زنان در بیرون از خانه تا دوره مشروطیت و مدتی پس از آن به همان شكل سنتی (چادر، چاقچور و روبنده) بود.

تحولات سیاسی ایران پس از انقلاب مشروطه در جامعه زنان بی تأثیر نبود، به ویژه آنكه احزاب سیاسی و گروههای متعدد مسئله تعلیم و تربیت زنان و اصلاح وضعیت آنان را در رأس برنامه خود قرار داده بودند. آنان یكی از عوامل اصلی متمدن بودن را حضور زنان در عرصه اجتماع می‌دانستند و مانع اصلی این حضور را در سبك و شیوه زیستی و سنتی جامعه و نوع پوشاك جست وجو می‌كردند. بنابر این به دنبال یك سری انتقادات نسبت به حضور زنان در اندرونی، خواستار حضور آنان در جامعه بودند. بدین منظور یك جریان پنهان اما مستمر با بیان آزادی زن از اسارت، بین تجددخواهان بروز كرد. اینان خواستار حضور زن در عرصه اجتماعی بودند و از وضع حجاب سخن به میان می‌آوردند.

ورود اجناس و البسه گوناگون اروپایی و حضور خیاطان و طراحان فرانسوی، و تقلید از آنها، كم كم، باعث تغییراتی مهم در وضع لباس ایرانیان و خصوصا زنان ایرانی شد. به این ترتیب كه، از طول و عرض چادر كاسته شد و چاقچور و روبنده در میان جوانان، اكثرا از بین رفت و پیچه عمومیت یافت، شلوار كشی تبدیل به جوراب های ساقه بلند ماشینی شد، پیراهن و شلیته و شلوار و چادر كمری جای خود را به پیراهن های بلند یك تكه كه بلندی آن بر حسب مد روز تغییر می كرد، دادند و به جای ارخالق و نیم تنه، كت و ژیلت و بلوز به طرز دوخت اروپایی معمول شد و پارچه های زری و مخمل و تور، به كرپ و ساتن و كرپ دشین و ژرژت و.. . تغییر یافت.

چنانچه گفته شد، با نگاهی به تاریخ تحول پوشاك زنان در ایران خواهیم دید كه تغییر و تحولات لباس زنان از اندرونی و زنان درباری شروع شده و به طبقات و اقشار دیگر جامعه سرایت كرده است، این تقلید بنا به موقعیت اجتماعی افراد و به تناسب و توانایی آنها در انتخاب نوع و جنس پارچه و تزیین آن تفكیك می شده است.
در زمان رضا شاه كه پوشاك ادامه دروه قبل است، بیشتر زنان اعیان و اشراف لباس های اروپایی به تن می كردند اما هنگام خروج از منزل روی آن چادر می پوشیدند.



نوع مطلب : فرهنگ، حجاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات