تهاجم خاموش
درباره وبلاگ


سرباز گمنام

مدیر وبلاگ : سرباز گمنام
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
عاشورا كدام روز است؟ 
در كتابهاى لغت چنین آمده است: عاشورا با (الف مقصوره) و عاشوراء با (الف ممدوده) را روز دهم و بعضى روز نهم دانسته‏اند. زهرى گفته است جز در چند مورد، اسمى كه بر وزن فاعولاء باشد شنیده نشده. 
از ابن‏بزرج نقل است كه: «ضاروراء» به معنى «ضرا» (سختى) و «ساروراء» به معنى «سرا» (گشایش و شادمانى) و «دالولا» به معنى «دلال‏» به كار رفته است. 
صاحب مجمع‏البحرین در این‏باره گفته است: «عاشورا یك نام اسلامى است و آن روز دهم محرم است و گاهى الف بعد از عین حذف مى‏گردد و «عشورا» تلفظ مى‏شود». 
و نیز گفته‏اند كه عاشورا كلمه‏اى است عبرى و معرب «عاشور» كه دهم تشرى یهود باشد كه روزه آن روز «گپور» [كفاره] است و چون آن روز را به ماههاى عربى انتقال دادند، روز دهم اولین ماه تازیان شد. 
چنانچه در ماههاى یهود هم در اولین ماه و روز دهم است. 
 روایات جعلى در مورد عاشورا 
از امور مسلم تردیدناپذیر و مورد اتفاق تمام فرق اسلامى این است كه حضرت امام حسین‏علیه‏السلام بى‏نهایت مورد علاقه و محبت‏خاص جد بزرگوارش پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله بوده است و اظهار این موضوع از روایات فراوانى كه تواتر معنوى دارد ثابت مى شود. 
گروه كثیرى از محدثان اسلامى نقل كرده‏اند كه پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: «حسین از من و من از حسینم. خداوند دوست دارد كسى را كه حسین را دوست‏بدارد». 
در محاوره عربها این چنین است كه وقتى مى‏خواهند بین خود و دیگرى كمال الفت و یگانگى و شدت ارتباط و دوستى را بفهمانند آن تعبیر را به كار مى‏برند و مى‏گویند: «فلان كس از من و من از اویم‏» چنانچه وقتى مى‏خواهند نفرت و بیزارى خود را نسبت‏به دیگرى اظهار كنند، مى‏گویند: «من از او نیستم و او از من نیست‏» شاعر گفته است: 
ایها السائل عنهم و عنى لست من قیس و لاقیس منى 
پس تعبیر «حسین منى و انا من حسین‏» یا شبه آن تعبیر مانند «حسین منى و انا منه‏» بر محبت‏شدید و اتصال و علاقه تام بین پیامبرصلى الله علیه وآله و فرزند گرامى‏اش دلالت مى‏كند. و نیز قسمت اول حدیث «حسین منى‏» ارتباط و اتصال جسمى و قسمت دوم آن «و انا من حسین‏» ارتباط معنوى را مى‏رساند. توضیح آن كه «حسین منى‏» مى‏فهماند كه امام، پاره تن پیامبر است و به لحاظ مادى به آن حضرت انتساب دارد و «انا من حسین‏» مى‏فهماند كه اگر فداكارى و ایثار و از خودگذشتگى آن جناب نبود، زحمات پیامبرصلى الله علیه وآله به هدر مى‏رفت و اثرى از اسلام باقى نمى‏ماند. 
در روایات فراوانى آمده است كه پیامبرصلى الله علیه وآله آن حضرت را مى‏بوسید و هر وقت او و برادرش امام حسن‏علیهماالسلام را مى‏دید و مناسبت اقتضا مى‏كرد، با آنان به مداعبه و ملاعبه مى‏پرداخت. عده‏اى از راویان نقل كرده‏اند كه رسول خدا یك دست را بر قفا و دست دیگر را بر زنخ فرزندش حسین‏علیه‏السلام قرار مى‏داد و دهان بر دهانش مى‏گذاشت. و در برخى از روایات است كه پیامبرصلى الله علیه وآله درباره امام حسین‏علیه‏السلام فرمود: «فداى كسى بشوم كه فرزندم ابراهیم را فداى او كردم‏». 
از آنچه به اختصار در عظمت و فضیلت‏سرور شهیدان حسین بن على‏علیه‏السلام بیان داشتیم و نیز از آنچه رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله در شدت علاقه و محبت‏به فرزند بزرگوارش ابراز داشته، به خوبى درمى‏یابیم كه اخبار حاكى از عید بودن روز عاشورا و تبرك جستن در آن روز از قول پیامبرصلى الله علیه وآله دروغ و افتراى محض است. چگونه ممكن است قبول كرد كه رسول خداصلى الله علیه وآله روز شهادت ریحانه‏اش  را كه مكرر بر مكرر از آن خبر داده  روز جشن و عید اعلام كند. در صورتى كه آن حضرت به یاد آن روز گریه مى‏كرد. 
روایات صحیح كه در كتب اهل سنت نیز نقل شده بر گریستن رسول خداصلى الله علیه وآله به خاطر شهادت فرزند فداكارش دلالت دارد. 
از ام‏الفضل بنت‏حارث روایت كرده‏اند كه او گفت: ... من حسین‏علیه‏السلام را در دامن پیامبرصلى الله علیه وآله گذاشتم. لحظه‏اى گذشت كه ناگهان اشك از چشمانش فرو ریخت. گفتم یا نبى‏الله پدر و مادرم قربانت گردد چه شده؟! فرمود: جبرئیل آمد و خبر داد كه امتم این پسرم را به زودى مى‏كشند! گفتم همین پسر را؟! گفت: آرى. 
لازم است مسلمین از دسایس بنى‏امیه برحذر باشند، و به رسول خداصلى الله علیه وآله اقتدا كنند  و او را اسوه و مقتداى خویش قرار دهند. از اعمال و رفتار و گفتار آن پیشواى عظیم‏الشان پیروى نمایند و بر اثر روایاتى كه در زمان سلطنت‏بنى‏امیه درباریان جعل نموده بودند  نباید از روش آن حضرت منحرف شوند كه سالروز شهادت فرزند دلبندش را جشن بگیرند و آن روز را روز عید و شادى و مبارك قرار دهند. 
بر مسلمانان است كه بخود آیند، بیدار شوند، به حقیقت اسلام توجه كنند و بیندیشند تا آنچه را كه دشمنان پیامبر و اسلام داخل دین كرده‏اند كنار بزنند و بفهمند كه اسلام واقعى كدام است و بر چه محور دور مى‏زند. در هر امرى از امور به دیده انتقاد و تحقیق بنگرند و سرسرى و تقلیدى آن را نپذیرند. 
بنى‏امیه با بنى‏هاشم كینه دیرینه داشتند.  از طرف دیگر چون منصب شامخ نبوت در خاندان بنى‏هاشم بود و آنان این موهبت و افتخار را برنمى‏تافتند، تا توانستند با اسلام به ضدیت و معاندت پرداختند. 
آنها در اصل به اسلام هیچ‏گونه اعتقادى نداشتند. عقاد نویسنده و متفكر شهیر مصرى مى‏گوید: ابوسفیان پس از آن كه اسلام آورد غلبه اسلام را غلبه بر خود تلقى مى‏كرد. 
هند، مادر معاویه پس از اسلام آوردنش فریاد مى‏زد: چرا جنگ نكردید و از خود و سرزمینتان دفاع ننمودید؟! 
ابوسفیان و پسرش معاویه پس از فتح مكه اسلام آوردند. ابوسفیان و خانواده‏اش با دشوارى تمام اسلام را گردن نهادند. بدین معنى كه در ظاهر اسلام آوردند و در واقع اسلام را قبول نداشتند.  ابوسفیان بر قبر حضرت حمزه‏علیه‏السلام ایستاد و گفت: اى اباعماره بر امارت و فرمانروایى با ما جنگیدى كه آن به ما انتقال یافت.  
به نظر مى‏رسد معاویه به نبوت پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله اعتقاد نداشت‏به دلیل آن كه عده‏اى از مصریان بر وى وارد شدند و گفتند: «السلام علیك یا رسول‏الله‏» او آنان را از این گفتار منع نكرد.  
محققان اهل سنت‏به سندهاى متعدد در تفسیر آیه شریفه «الم تر الى الذین بدلوا نعمت‏الله كفرا»،  ذكر نموده‏اند كه مقصود دو طایفه تبهكار بنى‏امیه و بنى‏المغیرة است. 

 سیاست‏بنى‏امیه در جهت محو آثار نهضت عاشورا 
معلوم است كه بنى‏امیه با این پیشینه سیاه و خباثت (22) چون اسلام را با منش و خواسته‏هاى مادى خود موافق نمى‏دیدند به انحا و وسائل گونه‏گون، در تضعیف اسلام و خاندان پیامبرصلى الله علیه وآله كه نگهبان و بیان‏كنندگان دستورهاى اسلام و قرآن بودند، كوشیدند از جمله آن كه براى پاشانیدن گرد فراموشى به واقعه كربلا و آثار آن به روحانى‏نمایان دربارى دستور دادند كه روز عاشورا را، روز جشن و عید و روز بسیار مبارك معرفى كنند! و در این‏باره حدیث جعل نمایند. این حدیثها به گونه‏اى است كه هر كس اندكى به آنها توجه كند آشكارا مجعول بودن آنها را مى‏فهمد، مثلا روایت كرده‏اند كه چون پیامبرصلى الله علیه وآله به مدینه آمد. دید كه یهود روز عاشورا روزه مى‏گیرند آن حضرت از آنان پرسید: چرا این روز را روزه دارید؟ گفتند: چون خداوند فرعون و پیروانش را در این روز غرق كرد و موسى و یارانش را نجات داد. آنگاه پیغمبر فرمود: ما از یهود به موسى سزاوارتریم. و به اصحاب خود دستور داد كه آن روز را روزه بدارند. 
ساختگى و مجعول بودن این حدیث از دو طریق ثابت است: 
الف) بنابر تحقیقى كه ابوریحان انجام داده است «این كه یهود مى‏گویند خداوند فرعون را در روز عاشورا غرق كرد، خلاف تورات است. زیرا فرعون روز بیست و یكم نیسن كه هفتم از ایام فطیر است غرق شد و اول فصح یهود پس از قدوم پیامبرصلى الله علیه وآله به مدینه روز سه‏شنبه بیست و دوم آذار با نهصد و سى‏وسه اسكندرى بود كه با روز هفدهم ماه رمضان موافق مى‏شد. روزى كه خداوند فرعون را غرق كرد بیست و سوم ماه رمضان مى‏شود، پس براى این روایت وجهى نخواهد بود». (23) 
ب) در این روایت آمده است كه پیامبر از یهود پرسید كه چرا این روز را روزه مى‏گیرید؟ گفتند چون خداوند در این روز فرعون را غرق كرد. ساختگى بودن این روایت از آن جهت آشكار مى‏گردد كه در آن نسبت نادانى به نبى بزرگوار اسلام داده شده به گونه‏اى كه پس از آگهى یافتن از موضوع و یادآورى یهودیان امرى به فكرش خطور نموده و حكمى بر آن مترتب كرده است! چنان كه معلوم است این‏گونه امور از ساحت قدس پیامبرصلى الله علیه وآله به دور است. ابوریحان درباره روز عاشورا و امور مربوط به آن چنین توضیح داده است... 
«قتل حسین بن على بن ابى‏طالب‏علیه‏السلام در این روز اتفاق افتاد. و او و یارانش را از راه بستن آب، بر آنان، گذراندن از دم شمشیر، انداختن آتش در خیام حرم، بر نیزه كردن سرها، اسب دوانیدن بر اجساد كه در هیچ امتى حتى با اشرار خلق چنین نكرده‏اند، از میان بردند و از این تاریخ، مسلمانان، عاشورا را شوم دانستند. اما بنى‏امیه در این روز لباس نو پوشیدند و زیب و زیور كردند و سرمه به چشم خود كشیدند و این روز را عید گرفتند و عطرها استعمال نمودند و مهمانیها و ولیمه‏ها دادند. و تا زمانى كه ایشان بودند، این رسم در توده مردم پایدار بود، حتى این كه پس از انقراض ایشان باز هم این رسم باقى ماند ولى شیعیان از راه تاسف و سوگوارى به قتل سیدالشهداء در مدینة‏السلام و بغداد و شهرهاى دیگر گریه و نوحه‏سرایى مى‏كنند و تربت مسعود حسین را در كربلا در این روز، زیارت مى‏نمایند. و چون خبر كشته‏شدن حسین را به مدینه آوردند، دختر عقیل بن ابى‏طالب بیرون آمد و این اشعار را برخواند: 
ماذا تقولون ان قال النبى لكم ماذا فعلتم و انتم آخرالامم بعترتى و باهلى بعد مفتقدى نصف اسارى و نصف ضرجوا بدم ما كان هذا جزائى اذ نصحت لكم ان تخلفونى بسوء فى ذوى رحم 
ابراهیم‏بن اشتر ناصر و یاور آل رسول‏الله در این روز كشته شد. و مى‏گویند در این روز بود كه خداوند توبه آدم را پذیرفت و در این روز بود كه كشتى نوح بر جودى فرود آمد. و عیسى‏بن مریم در این روز، زاییده شد. و موسى و ابراهیم در این روز نجات یافتند. در این روز آتش به ابراهیم برد و سلام گردید و در این روز چشم یعقوب بینا شد. یوسف از چاه بیرون آمد. سلیمان از نو به سلطنت رسید. عذاب از قوم یونس برداشته شد. بدبختى و بیچارگى از ایوب مرتفع گشت. دعاى زكریا مستجاب شد و یحیى را به او بخشیدند و گفته‏اند یوم‏الزینه موعد سحره فرعون در وقت زوال این روز بود. و این اتفاقات را كه در این روز ذكر نموده‏اند، اگر چه وقوع آن امكان عقلى دارد اما معلوم است كه ناقلان آنها دسته‏اى از عوام محدثان بوده‏اند. و یا آن كه خواسته‏اند با اهل كتاب (24) مسالمت كنند.» 
ابوریحان به جهت‏حسن ظن یا به جهات دیگر وانمود نكرده كه این‏گونه روایات مجعول است. بلكه گفته است ناقل آن روایات عوامند یا براى مسالمت‏با اهل كتاب آنها را نشر داده‏اند، در هر صورت نتیجه همان است كه آن روایتها عارى از حقیقت است. 
بسیار مناسب است كه آنچه را امام صادق‏علیه‏السلام در این‏باره بیان فرموده است نقل كنیم: عبدالله‏بن فضل‏بن هاشمى گفت: «به امام صادق‏علیه‏السلام عرض كردم چگونه عامه (مردم) روز عاشورا را روز بركت نامگذارى كرده‏اند؟ در این هنگام آن حضرت گریه كرد. سپس فرمود: وقتى كه (امام) حسین‏علیه‏السلام كشته شد، مردم در شام، به یزید تقرب مى‏جستند و حدیث جعل مى‏كردند. و اموالى به عنوان جایزه دریافت مى‏نمودند، از جمله امور مجعوله این بود كه این روز را روز بركت (و سرور) اعلام داشتند، تا مردم از جزع و گریه و مصیبت و اندوه به شادى و خوشحالى و تبرك جستن بپردازند و به آن سرگرم باشند». (25) 
تا مردم آن واقعه حزن‏انگیز را فراموش كنند و در نتیجه بنى‏امیه از لعن و نفرین ابدى و پى‏آمدهاى ناگوار جنایت هولناكى كه انجام داده بودند درامان بمانند. پس در واقع این نوعى سیاست‏بود كه دستگاه تبلیغى بنى‏امیه امر را بر مردم مشتبه ساخت و خواستند بواسطه منحرف نمودن اذهان عمومى، بر زشتى جنایاتشان سرپوش بگذارند و براى رسیدن به این هدف به انواع دسایس و حیله‏ها متوسل شدند. دسیسه دیگر آنها این بود كه شایع كردند امام حسین‏علیه‏السلام كشته نشده بلكه انعكاسى از وى بر حنظلة بن اسعد شامى قرار گرفته و او به جاى آن حضرت به قتل رسیده و امام به آسمان عروج نموده چنانچه حضرت عیسى این چنین بود (26) و این سیاست عین همان سیاستى است كه پس از وفات پیامبرصلى الله علیه وآله و مشغول ساختن افكار مردم نسبت‏به جانشین واقعى آن حضرت در پیش گرفتند و شایع ساختند كه پیامبر از دنیا نرفته و زنده است. (27) 
اگر این شایعه‏پراكنى نبود، قویا احتمال داشت كه عده‏اى به این فكر بیفتند كه چرا وصیتها و سفارشهاى پیامبرصلى الله علیه وآله را درباره جانشین واقعى‏اش حضرت على‏علیه‏السلام كنار گذاشتند و هنوز پیامبر را دفن نكرده براى امارت و خلافت‏به گفتگو و اختلاف پرداختند و مى‏خواهند دیگرى را به جاى آن حضرت، به خلافت‏بردارند. 
بدون شك از نظر روایى آن شایعه از جهت انصراف افكار عمومى و برگرداندن توجه مردم از این امر مهم تاثیرى بسزا داشت، تا در این گیرودار بتوانند خلیفه موردنظر خود را به قدرت برسانند. و این شایعه - چنان كه بعضى گمان كرده‏اند - از روى جهل و اشتباه صورت نگرفت، بلكه روى نقشه حساب شده طرح شده بود. 
 عظمت قیام امام حسین(‏علیه‏السلام) 
نهضت امام حسین‏علیه‏السلام نهضتى مقدس، متعالى و روحانى بود. پاكى، خلوص، بى‏اعتنایى به دنیا، برى بودن از اغراض شخصى و آز و جاه‏طلبى و خودخواهى از ویژگیهاى این قیام است. (28) انقلاب آن حضرت درس قسط، عدالت، توحید، شرافت، ایثار و فداكارى به مردم داد. (29) 
فرزند پیامبرصلى الله علیه وآله با خون خویش درخت اسلام را كه رو به خشكیدگى گذاشته بود، آبیارى كرد و در تاریكى ظلم و فساد بنى‏امیه درخششى بوجود آورد كه آن محیط ظلمانى را نور و روشنایى بخشید و بزرگراه سعادت را نمایان كرد و ابرهاى تیره و تارى از آسمان بر جوامع اسلامى بلكه جوامع انسانى پراكنده شد و چهره اسلام را چنان كه هست‏بر جهانیان آشكار ساخت (30) به همین جهت است كه سوره «الفجر» سوره «الحسین‏» نامگذارى شده است. 
از امام صادق‏علیه‏السلام نقل شده كه این سوره درباره حسین‏علیه‏السلام نازل شده و سوره حسین است (31) و چون آن جناب با اخلاص كامل در راه خدا خاندان و اموالش را فدا نمود، با اطمینان و اشتیاق فراوان به دیدار معبود خود شتافت و مصداق واقعى «نفس مطمئنه‏» واقع شد، و در نزد پروردگار در جوار رحمتش قرار گرفت، لذا امام صادق‏علیه‏السلام فرمود: مقصود از «نفس مطمئنه‏» حسین و یاران اوست كه صاحب نفس مطمئنه‏اند كه در روز قیامت رضوان خدا براى ایشان است و خداوند از ایشان راضى است. (32) 
او كسى است كه با نیل به درجه رفیع شهادت جاودانگى یافت، به میزانى كه در راه موضوعى فدا و فانى مى‏شود ارزش آن را به خود مى‏گیرد و كسب مى‏نماید. 
حسین‏بن على‏علیه‏السلام كسى است كه تمام هستى و متعلقات خویش را با اخلاص در راه خدا كه اصل و منشا تمام كمالات و تقدسهاست، فدا و فانى نموده است پس جاى شگفتى نیست كه بگوییم تمام تقدسها و كمالات و جاودانگى به وجود فدا شده‏اش انتقال یافته است. (33) و نیز بى‏جهت نیست كه محبت و عشق به آن حضرت در دلهاى مؤمنان جایگزین شده به همان‏گونه كه محبت و علاقه به خداوند در آن دلها جاى دارد. لذا از رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله نقل شده است: «همانا براى شهادت حسین‏علیه‏السلام حرارتى وجود دارد كه هیچ‏گاه سرد نمى‏شود. (34) و نیز فرمود: «براى حسین‏علیه‏السلام در دلهاى مؤمنان محبتى است‏». (35) 
آرى! حضرت سیدالشهداعلیه‏السلام كه از روى خلوص به پیشگاه معبود خویش سر عبودیت فرود آورده و بر آن مداومت ورزیده، به اوج كمال و قرب رب ذى‏الجلال رسیده و آن قدر شرافت و قداست پیدا كرده كه صحیح است او را به خدا نسبت دهند، مثلا بگویند: دست او، دست‏خدا، خون او خون خدا و گوش و زبان و چشم او، گوش و زبان و چشم خداست، و این بدان جهت است كه توجه به خدا، فدا شدن در راه او، و استمرار بر طاعتش، چنان انقلابى در وى به وجود آورد كه عظمت‏خداوندى به او نسبت داده مى‏شود زیرا از معنویت ارتباط با خداوند متاثر گشته است. در این‏باره حدیثى از امام باقرعلیه‏السلام نقل شده است كه همین معنى را مى‏رساند و مى‏فهماند كه آدمى با رشته ارتباط و بندگى خالصانه خدا به مقامى مى‏رسد كه در فكر نگنجد و شرافت و قداست و ابدیت ذات اقدس ربوبى او را متاثر مى‏سازد و آن خصوصیات به او انتقال مى‏یابد: 
... ان الله جل جلاله قال: ما تقرب الى عبد من عبادى بشى‏ء احب الى مما افترضت علیه و انه یتقرب الى بالنافلة حتى احبه فاذا احببته كنت‏سمعه الذى یسمع به و بصره الذى یبصر به و لسانه الذى ینطق به و یده التى یبطش بها. ان دعانى اجبته و ان سالنى اعطیته. (36) 
حسین بن على‏علیه‏السلام كه در راه خدا و در راه افكار عالیه‏اش شهید شد وجود مادى خود را نفى كرد اما به صورت منبع فضیلت و مركز شرافت و عظمت وجود جاودانه خود را اثبات نمود عقل و دین حكم مى‏كند كه بزرگان و افراد برگزیده را در حال حیات و ممات ارج نهیم و آنان را دوست‏بداریم و از یاد نبریم و در سالروز وفات و شهادتشان مجالس یادبود برپا كنیم. به ویژه كه آن شخص تمام هستى خودش را در طبق اخلاص نهاده و از هیچ فداكارى در راه خدا دریغ نورزیده باشد. 
از این جهت است كه در اقطار مختلف اسلامى به نام آن حضرت اقامه مجالس مى‏كنند و چنین نیست كه تكریم و تعظیم آن حضرت اختصاص به شیعیان داشته باشد مثلا در كشور مصر در روز ولادت آن حضرت و خواهر بزرگوارش حضرت زینب مجالس جشن و سرور برپا مى‏دارند. (37) و درباره فضایل ایشان قلمفرسایى مى‏كنند و كتابها و مقاله‏ها مى‏نویسند. (38) 
حسین‏بن على‏علیه‏السلام براى هدفى بس عالى در راه معبود خود با نفس نفیس جهاد نمود. (39) و براى احیاى فضیلت و شرافت و برقرارى آزادى و بیدارى بشر قیام كرد. پس سزاوار است كه تمام جوامع انسانى - خواه مسلمان خواه غیرمسلمان - به پاس احترام و بزرگداشت آن شخصیت عظیم‏الشان سالروز شهادت آن حضرت را بزرگ بشمارند و به سوك و ماتم بنشینند. 
او ابرمرد عالم و شخصیت‏بسیار بزرگوارى است كه تمام مكارم و فضایل را دارا بود به گونه‏اى كه ابعاد گسترده بسیار وسیع وجودش همگان را متحیر ساخته است. (40) 
از لحاظ نسب نیز كسى به پایه امام حسین‏علیه‏السلام نمى‏رسد: جدش رسول خدا سیدالمرسلین و خاتم‏النبیین و پدرش على مرتضى سیدالوصیین و مادر فاطمه زهرا سیده نساء عالمین و برادرش امام حسن مجتبى، و عمویش جعفر طیار و عموى پدرش حمزه سیدالشهداء است. 
فكر او بر محور ابدیت و ماوراى محسوسات دور مى‏زند او شهادت را برگزید و منیه را بر دنیه و كرامت قداست را بر لئامت اطاعت‏بدسگالان و نابكاران ترجیح داد. (41) 
فرزند پیامبرصلى الله علیه وآله چندان ثبات و استقامت و شجاعت و بردبارى و صبر از خود بروز داده كه نظر همه متفكران و بزرگان را به خود جلب نموده و همگان در برابر عظمتش سر تعظیم فرود آورده‏اند. و هر كس كه درباره احوال و رفتار آن حضرت مطالعاتى داشته باشد غیرممكن است مجذوب فضایل و شخصیت او نگردد و از مصایبى كه براى نجات اسلام و بشریت متحمل شده متاثر و اندوهگین نشود. 
 عاشورا «یوم‏الله‏» است
روزهایى كه در آن روزها وقایع مهمى انجام مى‏شود و مسیر تاریخ در جهت رشد و كمال تغییر مى‏نماید و سبب مى‏شود كه تحول در اجتماع به وجود آید و مردم راه فضیلت و سعادت را در پیش گیرند، «ایام‏الله‏» نامیده مى‏شود. در قرآن مجید در دو مورد (سوره ابراهیم آیه 5 و سوره الجاثیه آیه 14) ایام‏الله ذكر شده است. 
از ابن‏عباس روایت‏شده كه منظور از آن روزهایى است كه در آن روزها در امم پیشین وقایعى مهم رخ داده است واضح است كه منظور وقایعى (42) است آموزنده كه بدان وسیله مردم از جهل و غفلت رهایى یافته‏اند و دگرگونى در تمام شؤون زندگى‏شان پدید آمده است. چون شهادت سبط پیامبرصلى الله علیه وآله و یارانش در روز عاشورا باعث‏شد كه حقایق آشكار شود و اسلام تجدید حیات نماید ستمگران رسوا شدند و تغییر اساسى در جامعه اسلامى به وجود آید، آن روز «یوم‏الله‏» به حساب آمد. از پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله روایت‏شده است كه عاشورا از «ایام‏الله‏» است. (43) این روز به اندازه‏اى اهمیت داشته كه به امم پیشین نیز معرفى شده تا آنان نیز نتایجى را كه بر این روز عظیم ترتب مى‏یابد درك كنند و آن را پاس دارند. 
در حدیث مناجات حضرت موسى‏علیه‏السلام آمده است كه حضرت موسى‏علیه‏السلام عرض كرد: خدایا! به چه جهت امت پیامبر خاتم را بر سایر امم برترى داده‏اى؟ خداوند فرمود: ده خصلت است كه موجب برترى ایشان شده است. موسى‏علیه‏السلام گفت: آنها كدامند تا به بنى‏اسرائیل دستور دهم كه به آنها عمل كنند. فرمود: نماز، زكات، روزه، حج، جهاد، جمعه، جماعت، قراءت، علم و عاشورا. حضرت موسى‏علیه‏السلام پرسید: عاشورا چیست؟ فرمود: گریه كردن و خود را به گریه واداشتن بر سبط پیامبر خاتم است. (44) از این حدیث‏برمى‏آید كه اهمیت دادن به عاشورا و بهره‏مند شدن از آثار آن روز عظیم، در ردیف صلاة و صوم و سایر مبانى مهم اسلامى است و این بدان جهت است كه اگر واقعه عاشورا و شهادت فرزند پیامبرصلى الله علیه وآله نبود از اسلام واقعى و صلاة و صوم و سایر اركان اسلام اثرى برجاى نمى‏ماند. 
 عاشورا در سیره ائمه اطهار 
از آنچه تاكنون ذكر نمودیم روشن مى‏شود كه پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله و ائمه اطهارعلیهم‏السلام در روز عاشورا به یاد آن همه مصایبى كه بر امام حسین‏علیه‏السلام وارد شده اندوهگین مى‏شده‏اند و به دیگران هم دستور مى‏داده‏اند كه در آن روز به عزادارى بپردازند و به سوك و ماتم بنشینند. (45) هر چند چنین دستورى از جانب معصومان صادر نمى‏شد بر مسلمین لازم بود كه در آن روز مراسم عزا به پاى دارند و آثار حزن و ماتم در ایشان ظاهر گردد، زیرا همان‏طور كه پیشتر اشاره كردیم كسى كه رسول خدا را دوست داشته باشد غیرممكن است كه به فرزند آن حضرت عشق نورزد و او را دوست نداشته باشد. 
و در روز شهادتش غبار حزن و ماتم بر دلش ننشیند. واضح است كه اگر فردى در روز مصیبت دوستش ناراحت و آزرده خاطر نگردد، دوستى او ظاهرى و سطحى است و در واقع او را دوست نمى‏دارد؛ زیرا ارتباط معنوى بین دو دوست ایجاب مى‏كند كه در غم و شادى یكدیگر شریك باشند. (46) پس اگر ما در روز عاشورا متاثر نشویم و در خود احساس ماتم و اندوه ننماییم بدون تردید در دوستى‏مان نسبت‏به رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله و فرزندش كه بسیار مورد تكریم و محبت آن بزرگوار بوده است صادق نیستیم. (47) در كتب فریقین روایات بسیارى نقل شده كه پیامبرصلى الله علیه وآله بارها بر مصایب امام حسین‏علیه‏السلام كه جبرئیل از آن خبر داده بود، گریه كرد. در پیش روایت صحیحى از مستدرك حاكم نیشابورى از ام‏الفضل بنت الحارث در این‏باره نقل كردیم. 
همچنین از كتاب «ذخایر العقبى‏» از ام‏سلمه بازگو شده است كه او گفت رسول خدا را دیدم در حالى كه بر سر حسین دست مى‏كشید، گریه مى‏كرد. عرض كردم: چرا گریه مى‏كنى؟! فرمود: همانا جبرئیل به من خبر داد كه این پسرم در سرزمینى به نام كربلا كشته مى‏شود. سپس مقدارى خاك قرمز رنگ به من داد و فرمود: این از خاك همان سرزمین است و هر زمان آن خاك به خون مبدل گشت‏بدان كه وى كشته شده. ام سلمه گفت: آن خاك را در شیشه‏اى نزد خودم نگه داشتم و با خودم مى‏گفتم آن در روز بسیار عظیمى به خون مبدل مى‏شود. (48) 
گفتگو درباره بیانات و مطالبى كه از معصومان در مورد عاشورا ابراز داشته‏اند و نیز بررسى روش ایشان در آن روز بسیار مفصل است كه در این مختصر نگنجد. اما به طور كلى مى‏توان گفت كه آن بزرگواران در روز عاشورا به عزادارى و سوگوارى مى‏پرداختند. دستور مى‏داده‏اند، مرثیه‏خوانان، شعرا و كسانى كه از آن واقعه مطلع بوده‏اند، آن واقعه را براى دیگران تشریح كنند و مصایبى را كه در آن روز بر اهل بیت پیامبر وارد شده بیان نمایند. و مقصودشان این بوده كه آن رویداد به صورت یك مكتب پویا و خطدهنده براى همیشه زنده بماند. لذا تاكید كرده‏اند كه عاشورا را از یاد نبرید و به نام امام حسین مجالس سوگ و ماتم به پا دارید، تا حقایقى كه آن حضرت به آن جهت‏به شهادت رسیده فراموش نشود. 
روشن است كه احكام اسلامى بر مبناى جلب مصلحت و دفع مفسده پایه‏گذارى شده است. بنابراین منظور از به پا داشتن مجالس عزاى حسینى این نیست كه تنها براى خاندان پیامبرصلى الله علیه وآله همدردى و تسلیتى باشد و به قول روضه‏خوان‏ها حضرت زهراعلیهاالسلام را خوشحال كنیم و چنین بپنداریم كه به هر اندازه گریه كنیم به همان اندازه تسلى خاطر براى رسول خداصلى الله علیه وآله و حضرت فاطمه‏علیهاالسلام فراهم آورده‏ایم اگر عقیده‏مان درباره به پا داشتن مجالس حسینى تنها این موضوع باشد یقینا مقاصد حضرت پیغمبر و حضرت على و حضرت فاطمه را پایین آورده‏ایم. بدون شك تاكید بر این كه مراسم عاشورا و عزاى حسینى فراموش نشود مقصود آن است كه واقعه كربلا به عنوان مكتب تعلیم و تربیت الهى براى همیشه زنده باشد. 
آرى به وسیله همین مجالس است كه دین اسلام تبلیغ مى‏شود و بر اثر واقعیاتى كه در آن مجالس بیان مى‏گردد مردم حق را از باطل تشخیص مى‏دهند و راه خود را بازمى‏یابند. بنا به گمان برخى از سیاحان فرانسوى، از پیشرفت طایفه شیعه بدون امكانات تبلیغاتى و قوه قهریه در این دوره كوتاه مى‏توان گفت كه در یكى دو قرن آینده به لحاظ كمى بر سایر فرق مسلمان غلبه خواهد كرد و سبب آن همین تعزیه‏دارى است كه فرد فرد این فرقه را داعى و مبلغ مذهب خود ساخته است. امروزه هیچ نقطه‏اى از نقاط عالم را نمى‏بینیم كه دو نفر شیعه باشند و اقامه عزاى حسینى ننمایند و بذل مال و منال نكنند. 
در كتاب «السیاسة الحسینیة‏» آمده است‏یك نفر عرب شیعى بحرینى را دیدم كه در هتل یكه و تنها مجلس عزا برپا كرده، كتاب گرفته بر كرسى نشسته، چیزى مى‏خواند و گریه مى‏كرد و سپس آنچه را از ماكول و مشروب براى آن مجلس تهیه دیده بود میان فقرا تقسیم كرد. (49) 
شیخ طوسى از عبدالله‏بن سنان روایت كرده است كه او گفت: بر سرورم جعفربن محمدعلیه‏السلام در روز عاشورا وارد شدم، او را با چهره گرفته و ظاهرى اندوهگین در حالى كه اشكهایش مانند مروارید افشان فرومى‏ریخت، ملاقات كردم! عرض كردم اى پسر رسول خدا چرا گریه مى‏كنى؟ - خدا چشم تو را نگریاند - فرمود: آیا غافلى كه حسین بن على در مثل این روز به قتل رسیده و (دچار مصیبت‏شده)؟ از آن حضرت پرسیدم: سرورم، راى شما درباره روزه این روز چیست؟ فرمود: روزه بگیرید بدون این كه آن را روزه به حساب آورید و افطار كنید بدون این كه آن را موجب خوشحالى و «بركت‏» قرار دهید، و آن را روزه كامل قرار مدهید. یك ساعت پس از نماز عصر با آب افطار كنید. (50) 
شیخ صدوق به سند خودش از حضرت رضاعلیه‏السلام روایت كرده كه آن حضرت فرمود: «ماه محرم ماهى است كه در زمان جاهلیت، در آن ماه جنگ و ظلم را حرام مى‏دانستند، اما در آن ماه خون ما حلال دانسته شد و حرمت ما هتك گردید. اهل بیت و زنان ما اسیر شدند، خیمه‏هاى ما سوزانیده شد و اموال ما غارت گردید وهیچ احترامى براى رسول خدا درباره ما ملحوظ نگردید! همانا روز قتل حسین‏علیه‏السلام در صحراى كربلا چشمهاى ما را مجروح، اشك ما را جارى، و عزیز ما را [به حسب ظاهر] خوار ساخت. و تا آخر دنیا موجب غصه و بلاى ما گردید. پس بر همچون حسین‏علیه‏السلام باید گریه‏كنندگان بگریند. كه گریه بر وى گناهان بزرگ را فرو مى‏ریزد. سپس فرمود: هنگامى كه ماه محرم داخل مى‏شد پدرم خندان دیده نمى‏شد و اندوه بر وى غالب بود تا هنگامى كه عاشورا سپرى مى‏گشت و وقتى كه روز عاشورا فرامى‏رسید، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه‏اش بود و مى‏فرمود: این همان روزى است كه حسین‏علیه‏السلام در آن روز به قتل رسید. (51) 
از ابوالفرج اصفهانى در كتاب «الاغانى‏» نقل شده كه او به سند خودش از على بن اسماعیل تمیمى و او از پدرش بازگو نموده كه وى نزد امام صادق‏علیه‏السلام بود و خدمتگزارش براى سید حمیرى اجازه ورود به مجلس درخواست كرد حضرت دستور داد كه او را به آن مجلس بیاورند و زنان را در پس پرده جاى داد و سید حمیرى وارد شد، سلام كرد و نشست امام‏علیه‏السلام از وى خواست در رثاى امام حسین‏علیه‏السلام شعر بخواند. او در این‏باره اشعارى خواند كه اولش این است: 
امرر على جدث الحسین فقل لاعظمه الزكیة یا اعظما لا زلت من وطفاء ساكبة رویة 
دیدم اشكهاى امام صادق‏علیه‏السلام بر عارضش فرو مى‏ریخت و ناله و فریاد از خانه‏اش برخاست تا این كه دستور داد از ناله و گریه خوددارى كنند و چنین كردند. (52) 
اخبار و روایات درباره لزوم به پا داشتن مجالس عزاى حسینى و گریستن بر مصایب آن حضرت بسیار زیاد و به حد تواتر است كه نقل آنها درخور رساله‏اى است. (53) 
اكنون براى رعایت اختصار تنها به ذكر روایتى كه عبدالله‏بن فضل از امام صادق‏علیه‏السلام روایت نموده مى‏پردازیم و آن را ختام مقال خویش قرار مى‏دهیم: عبدالله بن فضل گفت: به امام صادق‏علیه‏السلام عرض كردم اى پسر رسول خدا، چگونه روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و جزع و گریه قرار داده شده و روزى كه رسول خدا قبض روح شد و روزى كه حضرت فاطمه‏علیهاالسلام از دنیا رفت و روزى كه امیر مؤمنان به قتل رسید و روزى كه حضرت امام حسن به زهر كشته شد بدین‏گونه نیست كه روز حزن و اندوه اعلام شده باشد؟ (امام) فرمود: همانا روز مصیبت قتل حسین‏علیه‏السلام از همه ایام دیگر عظیم‏تر است و این بدان جهت است كه اصحاب كسا كه نزد خداوند گرامى‏ترین خلق‏اند پنج نفر بودند: هنگامى كه پیامبرصلى الله علیه وآله از میان ایشان رفت، امیرمؤمنان و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین‏علیهم‏السلام باقى بودند كه مردم به ایشان تسلى و گشایش حاصل كنند. و وقتى كه حضرت فاطمه از دنیا رفت‏به وسیله امیرمؤمنان و حضرت امام حسن و حضرت امام حسین‏علیهم‏السلام براى مردم تسلى و گشایش بود و زمانى كه امام حسن‏علیه‏السلام به شهادت رسید براى مردم به وجود حسین‏علیه‏السلام تسلى و گشایش بود.
 اما آن گاه كه آن حضرت‏علیه‏السلام به قتل رسید هیچ كس از اصحاب كسا نبود كه بعد از او براى مردم به او تسلى و گشایش باشد پس از دنیا رفتن آن حضرت به منزله از دنیا رفتن همگى ایشان بود. چنان كه ماندن وى در این عالم به منزله ماندن همگى ایشان بود. بدین جهت است كه روز شهادت او به لحاظ مصیبت‏برترین روزهاست. عبدالله بن فضل گفت: به امام عرض نمودم: اى پسر رسول خدا چرا براى مردم بعد از اصحاب كسا به على‏بن الحسین‏علیه‏السلام تسلى و گشایش نبود. به همان‏گونه كه به پدرانش براى آنان تسلى و گشایش بود؟
 فرمود: همانا على بن حسین بعد از درگذشت پدرانش سید عابدین و امام و حجت‏بود، اما رسول خدا را دیدار ننمود و از وى كلامى نشنید و علمش از پدرش و پدرش به وسیله جدش به آن حضرت به ارث رسیده بود و مردم امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین را با رسول خدا بسیار در حالات مختلف مشاهده كرده بودند پس هر وقت‏به یكى از ایشان نگاه مى‏كردند حال او را نسبت‏به رسول خدا و گفتار آن حضرت را به او و درباره او به یاد مى‏آوردند هنگامى كه ایشان درگذشتند مردم دیدار كسانى را كه در نزد خداوند عزوجل بزرگوارترین بودند از دست دادند. از دست رفتن همگى‏شان نبود مگر وقتى كه حسین‏علیه‏السلام از دست رفت چون او پس از همه درگذشت، بدین جهت است كه روز قتل آن حضرت به لحاظ صیبت‏بزرگترین ایام است. 
عبدالله بن فضل گفت: عرض كردم: اى پسر رسول خدا چگونه عامه مردم روز عاشورا را روز بركت نامگذارى كرده‏اند. آن حضرت گریه كرد سپس فرمود: وقتى كه حسین‏علیه‏السلام به قتل رسید، بدین‏وسیله گروههاى زیادى به یزید تقرب جستند و براى خوش آمدن او به جعل حدیث پرداخته شد و براى این كار اموالى به عنوان جایزه دریافت كردند و از جمله مجعولات آنان درباره همین روز بود. 


نوع مطلب : محرم و صفر، شهادت، مذهب، فرهنگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic